آخرین مطالب
نوشته شده در  




پیدا شدن دانشجوی کرد در خوابگاه دخترانه دانشگاه ارومیه، معمای مرگ مشکوک دانشجویان دختر در مناطق کرد نشین را پیچیده تر کرده است. شیدا حاتمی، دانشجوی ۲۴ ساله‌ای آخرین مورد از این دست است که به گفته مسئولان حراست دانشگاه "خودکشی" کرده، اما بستگان و نزدیکان او به روز می‌گویند او به قتل رسیده وآنها طرح شکایت نیز کرده‌اند.

خبر درگذشت شیدا حاتمی ابتدا در وب سایت دانشگاه ارومیه، به شکل پیام تسلیت و بدون مشخص بودن علت مرگ منتشر شد. سپس منابع دیگری با طرح فرضیات مختلف این خبر را باز نشر کردند.

جسد شیدا حاتمی، دانشجوی کار‌شناسی ارشد خاک‌شناسی - بیولوژی و بیوتکنولوژی، روز ۱۰ اسفند ماه حوالی ظهر در خوابگاه دخترانه دانشگاه ارومیه پیدا شد. بستگان خانم حاتمی می‌گویند مرگ شیدا توسط مسئولان به صورت تلفنی، و حوالی ساعت یک ظهر روز شنبه به خانواد‌ه‌اش اطلاع داده شده است.اماپیش از آنکه خانواده به محل حادثه برسند جنازه این دانشجوی کرد به پزشک قانونی منتقل و به گفته بستگان وی، لزگین حاتمی، برادر وی در همین محل موفق به دیدن پیکر بی‌جانش شده است. خانواده حاتمی گفته‌اند به هنگام رویت جسد، آثار زخم روی دست و سر و همچنین اثرات خراش روی صورت او مشهود بوده است.

در همین حال عابد فتاحی، نماینده ارومیه در مجلس به تارنمای "اروم نیوز"، پایگاه اطلاع رسانی آذربایجان غربی گفته است که "طبق شریعت اسلام" قسم یاد می‌کند که هیچگونه علامتی دال بر قتل یا خودکشی روی بدن شیدا حاتمی مشاهده نکرده است.

 این نماینده اهل سنت مجلس با بیان اینکه "برخی‌ها این مسئله را خیلی بزرگ کرده‌اند" توضیح داده که خانواده حاتمی او را به عنوان مسئول رسیدگی به موضوع مرگ این دانشجوی کرد انتخاب کرده‌اند.

نماینده ارومیه همچنین تاکید کرده که "تا کنون علت مرگ این دختر مشخص نیست، ما همه منتظر جواب پزشکی قانونی و مقاماتی که در این خصوص تحقیق کردند، هستیم."

مسئولان دانشگاه و ماموران امنیتی تا این لحظه نیز پاسخ قانع کنند‌ه‌ای به خانواده نداده و مشخصا نگفته‌اند فرزند آنها به قتل رسیده یا خودکشی کرده است.

 

شیدا؛ دانشجویی موفق و متدین

برخی گزارش‌ها حاکیست که جسد شیدا حاتمی روز یکشنبه، ۱۱ اسفند در روستای نوی در منطقه مرگور بخش سیلوانای ارومیه به خاک سپرده شد. تصاویری از این مراسم در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

نزدیکان خانواده حاتمی به روز می‌گویند آنها پرونده را جهت پیگیری به یک وکیل دادگستری داده‌اند و از این طریق در تلاش اند در جریان واقعیت مرگ فرزندشان قرار بگیرند.

خانواده حاتمی گفته‌اند که وظیفه تامین امنیت دانشجویان در خوابگاه به عهده دانشگاه و نهاد حراست است.آنها خواهان روشن شدن واقعیت این ماجرا شده‌اند گرچه به گفته بستگان نزدیک به این خانواده، آنها تا این لحظه معتقدند که فرزندشان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به قتل رسیده است.

شیدا حاتمی آنطور که نزدیکانش می‌گویند در زندگی تحصیلی دانشجویی موفق و در زندگی اجتماعی فردی مدتین و دین باور بوده و در سالهای تحصیل نیز سابقه هیچ گونه فعالیت عمومی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نداشته است.

به دنبال انتشار اخبار مربوط به مرگ این دانشجو، شماری از دانشجویان دانشگاه ارومیه با تجمع مقابل ساختمان ستاد مرکزی دانشگاه، خواهان روشن شدن معمای این مرگ و به گفته برخی از آن ها «قتل» شیدا حاتمی شده‌اند.

 

 مرگ دانشجویان کرد؛ قتل یا خودکشی

در مهرماه نیز جسد سحر چویینی، دیگر دانشجوی کرد، اهل مریوان، به صورت مشابهی در خوابگاه دانشجویی دانشگاه بوعلی سینای همدان پیدا شده بود.

جسد خانم چویینی که دانشجوی رشته پرستاری بود روز جمعه ۱۹ مهرماه گذشته در خوابگاه دخترانه دانشگاه بوعلی سینای همدان پیدا شد. گرچه پزشک قانونی و برخی مسئولان علت مرگ را"خودکشی" خفگی و مسدود شدن مسیر تنفسی اعلام کرده و گفته بودند هیچ آثاری از زد و خورد و درگیری وجود نداشته، اما فعالان زن در مریوان به روز گفتند که فرضیه خودکشی با تردیدهایی روبرو ست، تا جایی که خانواده وی گفته‌اند فرزندشان به قتل رسیده است.

در اعتراض به روند رسیدگی به علل مرگ سحر چویینی و عدم امنیت دانشگاه‌ها و به ویژه دانشگاه‌های دولتی، برخی از همکلاسی‌های او و دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان در محدوده این دانشگاه دست به تجمع اعتراضی زدند.

جسد سحر چویینی روز سه شنبه ۲۳ مهرماه در شهر مریوان با حضور شماری از مردم مریوان و همکلاسی‌های او به خاک سپرده شد اما معمای مرگ وی نیز تا کنون حل نشده است.




یکشنبه هجدهم اسفند 1392
نوشته شده در  





جویدن ناخن پاهای دختران تازه بالغ

و دید زدن رانهای پیرزن ها برای ارگاسم من کافیست

خانم آقا!

یک نخ سیگار لطفا!

مرا از یک جفت اسپرم نابالغ دزدیده اند.....

 

دلم فیلم وسترن می خواهد

و یک خود ارضایی چند ساعته!

دیشب میخواستم بنویسم از تو

نمیدانم!

شاید هم میخواستم نقاشی ات کنم، برهنه ، نیمه برهنه، کاملاً پوشیده! چه فرقی می کرد اصلاً؟؟

خلاصه همین که خودکارم را روی صفحه کشیدم جوهر پس داد!

تمام زندگیم بوی عفونت گرفت، یکباره!

جوهر خودکارم را خوردم، قلبم درد گرفت و چشمهایم شروع به تپیدن کرد! دلم استفراغ کردن میخواست، در امن ترین آغوش دنیا! و خون بالا آوردم. روی بالشم

چشمهایم را بستم!

وقتی دوباره پلک هایم بالا رفت آخرین تصویر عریانی هایمان را فراموش کردم

دیشب گذشته بود!

حالا امروز بود

حالا من پاک بودم، شهوت خودکارم فرو کش کرده بود و برگه های مچاله شده ی زیادی دلشان مراسم تدفین ِ مرا میخواست!

 

از نظر تو همه دخترا بدكارن، خرابن، نفهمن... و خلاصه تنها كاری كه ازشون برمیاد اینه كه نقش یه عروسك رو بازی كنن . من کاملا بهت حق میدم . اول به خاطر اینكه الان اکثر دخترها همینطوری هستن و اونهایی هم که اینطوری نیستن حتما موقعیتش رو نداشتن.خیلی دلم میخواد بدونم كه تو با اون همه تجربه دخترشناسیت تا حالا نشده به دختری بربخوری كه بدكاره نباشه؟ تا حالا نشده كسی رو به خاطر خودش (و نه صرف هوس) دوست داشته باشی؟ تا حالا به یه دختر پاك و صادق و راستگو كه تو رو واسه خودت بخواد برنخوردی؟ میدونم که اینطور دخترها خیلی کم هستن ولی تا حالا بوی عشق هم به مشامت نخورده؟

میدونم که آدم دنیا دیده ای هستی ولی یه كمی از دنیایی كه دورت رو گرفته بیا بیرون و آدمهای دیگه رو ببین. با عقایدشون و شخصیتشون آشنا شو. ببین پسرها و دخترهایی كه از جنس تو و اون خانمهای اسباب بازیت نیستن چه جورین.

گذشت آن زمانی كه آن سان گذشت...

ماده ۴۳۵ از قانون جزای كیفری:
"اگر دو بیضه دفعتاً- هر دو با هم - از بین بروند، دیه ی كامل به آن تعلق میگیرد .بیضه ی چپ دو ثلثِ دیه ی كامل و بیضه ی راست ثلث دیه ی كامل"

آنچه من از این قضایا برداشت كرده ام این است كه: 
جان یك زن= نصف دیه ی كامل
بیضه ی چپ آقایان = دو سوم دیه ی كامل

متوجه شدید؟

 به عبارتی شما 2 تا خانم در تنبانتان همیشه همراهتان هست...به این میگویند عدل الهی، خدا هم گفته که جان خانمها از ت  خ  م چپ آقایان هم کم ارزش تراست...توصیه میشود اقایان هنگام استحمام و شستوشو خیلی مراقب باشند   با لطافت و ظرافت و به آرامی بیضه خودرا  شستشو دهید و سپس 1000 بار قربون صدقش برید و ماچش کنید و بزارید روی چشمتون اخر شما مرده تخم طلا هستید...

...شب و روزشون میشه گریه...همش خودخوری می کنن...که اطرافیان چه فکرایی در مورشون میکنن؟؟؟جالبه نه؟

بله دیگه...چشمها بسته میشه...اما فکرها نه...

دیدین این دخترهایی که تازه دارن سینه در میارنو تازه به سن عادت  رسیدن...یا پسرایی که تازه صداشون دورگه شده و پشت لبشون سبز؟؟؟   دختره حرص میخوره كه چرا سایز سینه ش 75 نمیشه...ازونورم.پسره حرص میخوره كه چرا اندازه آلت تناسلیش ، اندازه ی آلت تناسلی  خر کوکب  خانم نیستِ...

به نظره شما چه دلیلی داره که یه دختر به همین راحتی خودش و تقدیم یه پسر بکنه و اسمش را بزاره  عشق و از جان گذاشتن...طرف صحبت من جنسیت خاصی نیست.اما...

من نمیدونم این خانمها عقلشون کجاشونه... که اینقدر گل رو دیوانه وار دوست دارن..به نظر من شما هر وقت دلتون خواست میتونید خیلی راحت بزنید توی گوش دوست دخترتون و ۱ ساعت بعد با یک شاخه گل ازش عذرخواهی کنید و دوباره دلش رو به دست بیارید، این خصوصیت جالب در خانمها باعث شده که همیشه راه حلی برای مردها وجود داشته باشه که بتونن زبل بازی در بیارن و از این نکته سوستفاده استفاده کنن و کارهاشون رو... . 

پسرها وقتی با دختری دوست میشن خیلی علاقه دارن که دوست دخترشون با پسر دیگه ای رابطه نداشته باشه و دختره فقط و فقط مال اون باشه. از اون طرف هم دختره هم دوست نداره دوست پسرش با دخترهای دیگه ای رابطه داشته باشه. 
این موضوع از اونجا سرچشمه میگیره که مردها با توجه به خصوصیت مردانگیشون، علاقه وافری به مالکیت 100% زنها دارن و رضایت نمیدن که چیزی که به دست میارن رو راحت از دست بدن. ولی در زنها این خصوصیت یک جور دیگه بروز میکنه و اون هم این هست که زنها خصوصیت مالکیت را با حسادت ترکیب میکنند و ... اما ایا در عمل هم اینطوره؟

فرض کنید که یک دوست دختری دارید که خیلی متفاوته و خیلی دوستش دارید و شما فقط و فقط هم با اون دوستید و با هیچ دختر دیگه ای رابطه ندارید و قرار گذاشتید که با هم ازدواج کنید. بعد از مدتی دوست دخترتون بهتون میگه که به غیر از شما با چند تا پسر دیگه رابطه داره یا داشته و ادعا میکنه که اون پسرها جای برادرش هستند و اصلا باهاشون رابطه عشقی و جنسی نداشته ولی بعضی از روزها یا شبهای زندگیش رو با این برادرهای قلابی میگذرونده و ... حالا جالبیش اینجاست که با این اوضاع و احوال همیشه بهتون میگه من هیچوقت بهتون خیانت نمیکنم... در ضمن شما اینو میدونید که دوست دخترتون قبل از شما باعاشق پسر دیگری بوده و حتی این موضوع را برای خودتون حل کرده اید و براتون مشکلی وجود نداره.
به نظر شما اون شبی که این دوست دخترتون بغل یک پسری میخوابه که اسمش رو گذاشته عشق، چه اتفاقی رخ خواهد داد و آیا به اینطور دختری اصلا میشه اطمینان کرد یا نه؟؟

وقتی  سگهای نر میبنند که نمی توانند ماده سگها رو راضی کنند... آخرین راه و بهترین راه برای رسیدن به هدف پیشنهاد ازدواج است. اصولا ماده سگها وقتی با سگ نری دوست میشوند اولین و تنها چیزی که به ان فکر میکنند ازدواج است، بعضیها بعد از مدتی بیخیال میشوند و میبینند که از این توله سگ نر شوهر درست نمیشود، پسره رو ول میکنن و میرن سراغ یکی دیگه ولی اون دخترهایی که نسبت به پیشنهاد ازدواج از طرف دوست پسرشون حساس هستند به محض شنیدن پیشنهاد شما عمیقا در فکر فرو میرن و برای خودشون خیال پردازی میکنن، پس شما هم بعد از چند ماهی که با دوست دخترتون رابطه دارید و میبینید که طرف خیلی سفته و ...در یک فرصت مناسب و رویایی بهش الکی پیشنهاد ازدواج بدید، سعی کنید زمان خوبی را برای این کار انتخاب کنید چون زمان و مکان و نحوه درخواست ازدواج خیلی مهم و تاثیر گذاره. شما باید بازیگر خوبی باشید و حسابی با حس و علاقه فیلم بازی کنید، جوری که مو لای درزش نره، من کارگردانی تمام فیلمهای شما را با کمال میل بعهد میگیرم.، پس سعی کنید توی یک کافی شاپ تاریک که با نورهای آبی یا بنفش نورپردازی شده، دست دوست دخترتون رو بگیرید و توی چشمهاش نگاه کنید و یک مشت حرفهای عاشقانه ۱۰۰ تا ۱ غاز بهش بزنید و آخرش هم بهش بگید که تو بهترین و پاکترین دختر دنیا هستی و من خیلی بهت علاقه دارم و دوست دارم که با هم ازدواج کنیم که یک زندگی سعادتمند و پرثمری رو با هم آغاز کنیم، ما نیمه گمشدهء همدیگه هستیم و میتونیم تا آخر عمر عاشق هم باشیم و برای هم بمیرم. 

ماده ها  هرگز فراموش نکنند...

باید كم گذاشت، باید دریغ كرد، باید دروغ گفت، باید بی خیال بود   

این حسه مزخرف رو بندازین دور که فکر میکنین با همه ی دوست دخترهای قبلیو بعدیش فرق داری

و نرها  تا می تونید سواستفاده کنید به جای اینکه با دوست دخترتون هر روز مراسم روضه خونی و گریه و زاری و معاشقه راه بندازید

بچه ها من باز هم نصیحتتان میکنم لطفا به هیچ دختری + پسری اعتماد نکنید چون همه آنها روباه حیله گری بیش نیستند.


سکس از نگاه دو توله سگ نر و ماده

مال منو دوستم دید...من مال دو از دوستامو

 

و در اخر اینکه ادمها دو دسته اند یا دادند یا دلشان می خواست نداده

 باشند




یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392
نوشته شده در  


براي درك اين‌كه جهان سوم كجاست خيلي نيازي نيست كه روي نقشه دنبال آن برگرديم. جهان 

سوم، يعني

 بحران روابط انسان‌ها. يعني جايي كه نمي‌تواني به كسي اعتماد كني، جايي كه زنانش از عشق

 محرومند و

 اجبار پارادايم غالب جامعه انساني آن است.


جهان سوم، سرزمين قحطي‌زدگان است؛ اما نه قحطي‌زدگان از جنس نخوردن، قحطي آشنايي

 است، دور

 بودن‌هاي انسان‌ها از يكديگر، دشمن پنداشتن‌هاي مداوم و اين‌كه هر قدر بگردي نتواني رفيقي

 بيابي.


جهان سوم، يعني جايي كه متملقين از آزادگان بهتر زندگي مي‌كنند و فرودستي مي‌شود ارزشي

 كه اگر به آن

 توجه نداشته باشي آن قدر مي‌زنندت تا آن را بپذيري.


جهان سوم نيازي نيست حتماً يك مختصات جغرافيايي بزرگ باشد، دقيقاً سبك زندگي ماست،

 اين‌كه چگونه

 زندگي مي‌كنيم، چه قدر مطالعه مي‌كنيم، از چه راهي درآمد داريم، چه قدر انتخاب مي‌كنيم و چه

 قدر

 ناگزيريم، چه قدر روابط انساني در زندگي‌مان پررنگ است.


حتي شايد جهان سوم جايي باشد كه تكنولوژي هم در حد خيلي بالايي قرار داشته باشد، اما جاي

 اين‌كه


 تكنولوژي در خدمت انسان قرار بگيرد، انسان در خدمت تكنولوژي قرار مي‌گيرد.



جهان سوم شايد جايي باشد كه مدام بگويي كه اشكالي ندارد ولي در دلت سراسر از اشكال باشد 

و شايد جايي


 باشد كه جاي آن‌كه مدارا كني و از مداراي انساني و تكثر جامعه لذت ببري، مجبور باشي 

سكوتي تلخ كني


 كه معلوم نيست آيا پاياني داشته باشد يا نه...


جهان سوم شايد جايي باشد كه مردان، زيبايي را براي زنان‌شان مي‌خرند و هر چند حق انتخاب 

براي همه


 بسيار اندك است، اما براي زنان‌شان اندك‌تر و محدودتر است...



آري دوستان عزيز جهان سوم بيشتر از اين‌كه يك منطقه جغرافيايي باشد، يك مختصات


 فرهنگي 

است،


 مراقب باشيم خانه‌هاي‌مان و مهم‌تر از همه دل‌هاي‌مان جهان سومي نشود...





سه شنبه شانزدهم مهر 1392
نوشته شده در  


اول انقلاب که بود کسی که کوچک ترین انتقادی در مورد دولت یا حکومت میکرد میشد ضد انقلاب و منافق!

چند وقتی گذشت تا این تفکر افراطی متعادل شد و انتقاد شد جزء اصول پیشرفت یک دولت!

اما چند وقتی میشه که دوباره با این تفکر داریم تو جامعه مواجه میشیم و قطعا جای فکر و تأمل داره که چرا؟!

آقای سازگار که یکی از مداحان به نام کشوره یه خاطره میگفت که حرف من رو تأیید میکنه!

میگفت تو جبهه یه نفر تکبیر نمازشو اینطور میگفت: الله اکبر خمینی رهبر

بهش گفتم برادر عزیز این خمینی رهبری که تو میگی باعث میشه نمازت باطل بشه چون جزء نماز نیست

هیچی نگفت اما تو نماز بعدیش این طور تکبیرشو گفت:  الله اکبر خمینی رهبر مرگ بر ضد ولایت فقیه!!!!


چهارشنبه بیستم شهریور 1392
نوشته شده در  




شالتو بکش جلو بسيج!

دستتو از دور گردنش بکش بسيج!

از هم فاصله بگیرین بسيج!

در خونه رو باز نکنین ماهوراه جمع میکنن بسيج!

سیگارتو قایم کن بسيج!

لیوانتو بگیر پایین بسيج!

صدای ضبط رو کم کن بسيج!

نخندین جدی باشین بسيج!

اینجا وانستین گیر میدن بسيج!

از کوچه برو آبجی گیر میده بسيج!

شعراتو قایم کن بسيج!

افکار و عقایدتو فراموش کن بسيج!


 
وقتى کار داريم بسيجی کجاست؟

کیفمو زدن بسيجی کجاست؟

موبایلمو دزدیدن بسيجى کجاست؟

تو خیابون زدنم بسيجى کجاست؟

جلو چشم ملت زورگیری کردن بسيجی کجاست؟

پارک محله مواد میفروشن بسيجی کجاست؟

اینجا ایران است، با دیدن دزدان میترسیم و با دیدن پلیس و بسيجی وحشت زده می شویم.






سه شنبه دوازدهم شهریور 1392
نوشته شده در  


ایران جایست که در آن پسری،دختری را فریب میدهد...

 و بکارت او را نابود می سازد...

و دختری به کمک دکتر تظاهر به بکارت میکند و پسری را فریب میدهد...



اینجا ایران است...

کشوری که مردهایش جوری نگاه به سینه ها،باسن،پاهایت می کنند که از زندگی خسته می شوی...

آری اینجا ایران است ۱۰۰٪ اسلامی!

آنقدر اسلامی که مردهایش به بهانه شلوغی مترو آنقدر خودشان را بهت می مالند که ارضا شوند!

همان جایست که در تاکسی پیر مرد آرام پشت دستش را به پایت می کشد...

همان بهشتی که روی خط عابر پیاده بخواهی عرض خیابان را طی کنی کلکسیونی به عشق می زنند...

همان جایی که در دانشگاه آزاد اسلامی استادهایش برایت تیک می زنند۲۰ به شرط  شیطنت!

حرف زیاد است...

من فرصت نوشتن دارم...

ولی شانه های تو دیگر کشش این سنگینی غم را ندارد...




یکشنبه دهم شهریور 1392
نوشته شده در  




اگر در مورد برخی اصطلاحات سیاسی اطلاعی ندارید این مطلب طنز خیلی می تونه کمک کنه به درک بعضی از مفاهیم

 

سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.

 

کمونیسم: دو گاو دارید.دولت هر دوی آن ها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.

 

فاشیسم: دو گاو دارید.شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد.

 

کاپیتالیسم: دو گاو دارید.هر دوی آن ها را می دوشید.شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

 

نازیسم: دو گاو دارید.دولت به سوی شما تیراندازی می کندو هر دو گاو را می گیرد.

 

آنارشیسم: دو گاو دارید.گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند.

 

سادیسم: دو گاو دارید. به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید.

 

آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.

 

دولت مرفه: دو گاو دارید. آن ها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید.

 

بوروکراسی: دو گاو دارید.برای تهیه شناسنامه آن ها 17 فرم را در 3 نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.

 

سازمان ملل: دو گاو دارید.فرانسه شما را از دوشیدن آن ها و آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رأی ممتنع می دهد.

 

ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آن ها را می دوشد.

 

رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می کنید. اما هنوز خودتان آن ها را می دوشید.

 

متحجریسم:دو گاو دارید. زشت است  گاو را بدوشید.

 

فمینیسم: دو گاو دارید.حق ندارید گاو ماده را بدوشید.

 

پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید هر کدام را بدوشید فرقی نمی کند.

 

لیبرالیسم:دو گاو دارید. آن ها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود.

 

دمکراسی مطلق: دو گاو دارید.از همسایه ها رأی می گیرید که آن ها را بدوشید یا نه.




شنبه دوم شهریور 1392
نوشته شده در  


علامت-سوال

مردم درمورد فقیرترین کشورهای جهان با عنوان جهان سوم یاد می‌کنند اما وقتی از آنها بپرسید اگر جهان سوم وجود دارد، جهان دوم و اول چطور، پاسخ قانع‌کننده‌ای دریافت نمی‌کنید. خیلی‌های دیگر هم از این واژه‌ها برای درجه‌بندی وضعیت پیشرفت کشورها استفاده می‌کنند، اینطور که جهان اول در بالاترین درجه و پس از آن جهان دوم و در آخر جهان سوم. اما باید بدانید که همه ی اینها بی‌مفهوم است. برای اینکه این سوءتعبیرات از میان رود، قصد داریم اطلاعات لازم در این زمینه را برایتان فراهم کنیم..
استفاده از واژه‌های جهان اول، دوم و سوم نوع از مُدافتاده جهان از دیدگاه جغرافیای سیاسی در زمان جنگ سرد است.
در زیر به توضیح OWNO از این واژه‌ها اشاره می‌کنیم:

چهار جهان
بعد از جنگ‌جهانی دوم، جهان به دو بلوک و حوزه نفوذی بزرگ با دیدگاه‌های متضاد درمورد دولت و جامعه سیاسی تقسیم شد:
۱- بلوک کشورهای دموکراتیک-صنعتی در حوزه نفوذی امریکایی که جهان اول نام گرفتند.
۲- بلوک شرق یا کشورهای کمونیست-سوسیالیست که جهان دوم نام گرفتند.
۳- سه چهارم باقیمانده از جمعیت دنیا، کشورهایی بودند که با هیچیک از این دو بلوک همردیف نبودند و ازاینرو جهان سوم نام گرفتند.
۴- واژه جهان چهارم که در دهه هفتاد ابداع شد، به ملت‌های ناشناخته‌ (نهادهای فرهنگی) از افراد بومی، ملت‌های جهان اولی که در داخل یا سراسر مرزهای دولت ملی زندگی می‌کردند، اطلاق می‌شد.

ابتدا مدل سه جهان وجود داشت
ریشه این واژه‌ها مشخص نیست. در سال ۱۹۵۲، آلفرد ساوی (Alfred Sauvy)، متخصص آمارشناسی فرانسوی، مقاله‌ای نوشت که در آن جهان سوم را با دولت سوم مقایسه می‌کرد. سایر منابع ادعا می‌کنند که چارلز دو گال (Charles de Gaulle) واژه جهان سوم را ابداع کرد. اما …..
تعاریف
واژه “جهان اول” به کشورهای پیشرفته، سرمایه‌دار (کاپیتالیست) و صنعتی گفته می‌شود، تقریباً بلوک‌ کشورهای هم‌ردیف با ایالات متحده بعد از جنگ جهانی دوم با علایق و دیدگاه‌های سیاسی و اقتصادی تقریباً یکسان: امریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن و استرالیا.
“جهان دوم” به کشورهای کمونیست-سوسیالیست سابق، کشورهای صنعتی (سابقاً بلوک شرقف حوزه نفوذی اتحاد جماهیر سوسیالیست شوروی)، امروزه روسیه، اروپای شرقی (مثل لهستان) و برخی کشورهای ترک (مثل قزاقستان) و همچنین چین، اطلاق می‌شود.
“جهان سوم” سایر کشورهایی است که امروز تقریباً کشورهای درحال توسعه افریقا، آسیا و امریکای لاتین را در بر می‌گیرد.
واژه جهان سوم شامل کشورهای سرمایه‌دار (مثل ونزوئلا) و کمونیست (مثل کره شمالی) و بسیار ثروتمند (مثل عربستان) و بسیار فقیر (مثل مالی) نیز می‌شود.
کشورهای جهان سوم براساس فاکتورهای مختلفی دسته‌بندی شده‌اند: حقوق سیاسی و آزادی‌های مدنی، درآمد ناخالص ملی و فقر کشورها، رشد انسانی کشورها و آزادی اطلاعات در داخل کشور.

چه چیز باعث می‌شود کشوری جهان سومی باشد؟
باوجود تعاریفی که مدام در حال تغییر هستند، مفهوم جهان سوم کشورهایی را تعریف می‌کند که از مرگ‌ومیر بالای نوزادان، رشد اقتصادی پایین، فقر بالا، استفاده ضعیف از منابع طبیعی و اتکای شدید بر کشورهای صنعتی رنج می‌برند. اینها کشورهای درحال توسعه و از نظر تکنولوژیکی کمتر پیشرفته آسیا، افریقا، اقیانوسیه و امریکای لاتین هستند. کشورهای جهان سوم معمولاً از نظر اقتصادی به کشورهای پیشرفته یا توسعه‌یافته متکی هستند و عموماً بعنوان دولت‌هایی فقیر و بی‌ثبات که رشد جمعیت، بی‌سوادی و مرگ‌ومیر بالا دارند شناخته می‌شوند. یک عامل مهم نبود طبقه متوسط است—میلیون‌ها نفر در طبقه اقتصادی پایین و یک جمعیت بسیار کم از طبقه بالا که کنترل ثروت و منابع کشور به دست آنهاست. اکثر کشورهای جهان سوم بدهی‌های خارجی بسیار بالایی نیز دارند.
چرا ایران یک کشور جهان سوم است؟

احتياجي به نوشتن در اين مورد نيست من پيشنهاد ميكنم كه به وضعيت روستاها و شهرها مراكز آموزشي وضعيت بهداشت و بيمه و درمان وپژوهش و تحقيقات مدرسه ها و داشنگاهها نگاهي گذرا ولي دقيق بيندازيم و آن را با ساير كشورهاي اروپائي و بعضي از كشورهاي آمريكائي مقايسه كنيم آنوقت متوجه خواهيم شد كه چرا متاسفانه ايران يك كشور جهان سوم است




پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392
نوشته شده در  


این جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین می‌کند.

آدم‌ها هستندکه آن را می سازند

جهان سوم جا نیست، شخص است.

جهان سوم منم. جهان سوم تویی. جهان سوم طرز تفکر سودجویانه و منفعت طلب ماست … جهان سوم بدست آوردن سود به هر قیمت و لو به زیان همه است .

آری جهان سوم یک طرز تفکر است و نه آن مرزهایی که داخلش زندگی می‌کنیم ،

جهان سوم جاییست که مردمش جهان سومی فکر می کنند .




چهارشنبه سی ام مرداد 1392